محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
154
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
عسل به وزن جميع بسرشند . [ 131 ] از مجربات ابوى - رحمة اللّه عليه - كه در قطع تب ربع بىعديل است و وقت استعمال و قدر شربت به دستور معجون سابق است . صفت آن : اسارون ، كندر ، مرّمكى ، جندبيدستر ، ميعه سايله ، بزر البنج و افيون ، بالسوية به عسل كف گرفته مثل جميع بسرشند . [ 132 ] لرفع الربع البلغمى : مجربُ ايضاً از مجربات ابوى امْ - ره - كوكنار ، به قدر مزاج و عادت آن شخص ، با ده دانه فلفل كوبيده جوشانيده و قبل از نوبه به دو ساعت بنوشند . [ 133 ] للربع البلغمى : مجربٌ : اقطّ ، لبّ جوز ، از هر كدام دو مثقال ؛ ثوم ، نصف مثقال ، يوكل قبل النوبة . [ 134 ] معجون قابض : جهت اسهال بواسيرى مجرب است . صفت آن : تخم حماض ، سه درهم ؛ انجبار ، سه درهم ؛ تخم مورد ، سه درهم ؛ بليله ، سه درهم ؛ مجموع را بو دهند ، آمله ، سه درهم ؛ هليلهء سياه ، سه درهم ؛ خبث الحديد مدبر ، شش درهم ؛ با رب به و عسل بالمناصفه دو وزن ادويه بسرشند . شربتى دو مثقال . [ 135 ] معجون اعظم : كه اسود نيز خوانند و در كامل الصناعة مسمى به كندرى است . جهت زحير و اسهال مزمن به غايت نافع است . صفت : جندبيدستر ، افيون ، ميعهء سايله ، بزر البنج ، مرّصاف ، اسارون ، زعفران ، كندر و نانخواه ، بالسوية به عسل بسرشند و در نسخهء كامل ، جلنار ، طين ارمنى ، تخم كرفس و سليخه اضافه است . امّا معاجين باهيه : در استعمال او شرط است كه اغذيه نيز موافق باشند و تصرف نسبت به هر مزاجى در ادويهء آن لا بد است و آنچنان نيست كه در هر مزاجى هر معجون مبهّى مؤثر باشد از آن جمله معجون لبوب است . [ 136 ] از اسرار الاطباء ، تأليف « شمس الدين هلالى اردبيلى » كه به غايت مقوّى باه و دل و دماغ است و رنگ رخسار نيكو كند و از مداومت كنندهء آن قبل از جماع و بعد از آن ايمن است از عرق النسا و نقرس و نقصان منى و امراض عصبانى . قدر شربتش از دو مثقال تا سه مثقال است و حقير به جهت معتادينِ افيون ، زعفران ، سه درهم ؛ پنير مايهء شتر اعرابى ، پنج درهم ؛ افيون ، ده درهم ؛ بزر البنج و بدل سقنقور ،